نظريه جيمز اوپي فرش شناس مشهور
تأکید بر منشاء ایرانی و نقد نظریه ترک
جیمز اوپی، فرششناس مشهور، در تمام آثار خود تأکید ویژهای بر منشاء ایرانی فرشها داشته و همواره نظریه «منشاء ترکی قالیبافی» را مردود دانسته است. او معتقد است بخش عمده نقش و مايههای باستانی فرشبافی به ایران بازمیگردد و در این مسیر به تحلیل دقیق فرشهای ایلیاتی و سنتی پرداخته است. اوپی در کتاب مشهور خود Tribal Rugs (۱۹۹۲) پا به پای ديويد استروناخ، فرش پازيريك را کار عشایر بیابانگرد منطقه آلتايی دانسته و حتی قبایل دورتر مانند ماساگته را به عنوان بافندگان این فرش معرفی کرده است.
نقد دیدگاه کورت اردمان و جایگاه ایرانی فرش پازيريك
کورت اردمان، فرششناس آلمانی، که پیرو مکتب ترکی بافی بود، در نهایت منشاء ایرانی فرش پازيريك را پذیرفت. با این حال، او در تحلیلهای خود دچار سفسطه و تناقضگویی شد و حتی ادعا کرد که فرش پازيريك پیچبافته است، مشابه قالیهای چینی، در حالی که این نظر فاقد مبنای علمی بود. جالب اینجاست که اردمان در کتاب دوم خود با عنوان هفتصد سال فرش مشرق زمین عملاً فرش پازيريك را از حوزه بررسی خود خارج ساخت، نشاندهنده کمتوجهی او به شواهد ایرانی بودن این اثر.
بررسی نقشها و نقشههای ایرانی توسط دکتر علی حصوری
دکتر علی حصوری با بررسی دقیق نقشهها و طرحهای فرشهای ایرانی نشان داده است که اساس و بنیان طراحی فرشهای ایران، شامل چندین حاشیه در کنار هم، منطبق با ديوارهای مکرر آبادیها و باغهای فردوس باستانی است. فرش پازيريك نیز دارای همین نوع حاشیه و طرح است، که این خود نشاندهنده ایرانی بودن بافت آن توسط قومی ایرانی است. تحلیل حصوری به وضوح تفاوت نقوش ایرانی با هنر سکایی و نقشهای سایر مناطق را روشن میسازد.
تحلیل دکتر سيروس پرهام درباره بافت عشایری و نشانههای ایرانی
دکتر سيروس پرهام با بررسی نقوش فرش پازيريك نشان داده است که بافنده عشایری هرگز قادر به تقلید کامل و دقیق الگوهای بیگانه نبوده و همیشه نشانههایی از فرهنگ و سرزمین خود را بر جای میگذارد. حتی نگارههای کوچک و کماهمیت نیز از این قاعده مستثنی نیستند. بنابراین، وجود طرحها و نقشهای ایرانی در فرش پازيريك نشان میدهد که این فرش توسط کارگاههای پیشرفته ایرانی بافته شده و نه عشایر منطقه آلتايی.
حتماً. بر اساس محتوای شما، دو پاراگراف اضافی با هدینگ مناسب به مقاله اضافه میکنم:
تفاوت فرش پازيريك با هنر سکایی و منطقه آلتايی
فرش پازيريک از نظر نقوش و طراحی کاملاً با آثار هنر سکایی و قالیهای منطقه آلتايی متفاوت است. دکتر سيروس پرهام با تحلیل دقیق عناصر تصویری فرش نشان داده است که نگارهها، ترکیببندیها و حاشیهها با سنتهای ایرانی منطبق هستند و نه با الگوهای سکایی یا عشایری آلتايی. این تفاوتها شامل نحوه طراحی گلها، استفاده از نمادهای هندسی و ترتیب حاشیهها است که همه مؤید ایرانی بودن بافت فرش پازيريك هستند.
شواهد تاریخی و باستانشناسی از ایرانی بودن فرشها
شواهد باستانشناسی نیز از ایرانی بودن فرشها حمایت میکنند. بررسیهای دکتر علی حصوری و مطالعات میدانی نشان میدهد که طرحها و نقوش موجود در فرش پازيريك با اصول معماری و باغهای باستانی ایران هماهنگی دارد و منطق حاشیهبندیها از فرهنگ کهن ایرانی نشأت گرفته است. این شواهد تاریخی، همراه با تحلیلهای علمی و مقایسهای، نظریههای ترکمنشانه را ضعیف و بیپایه میسازد و جایگاه ایران را به عنوان خاستگاه اصلی هنر فرشبافی تثبیت میکند.