نقش مرغ یا قوچ در فرش

نقوش سنتی در فرش ایران و سایر مناطق خاورمیانه، فراتر از زیبایی و ظرافت بصری، حامل پیامها و نمادهایی عمیق و چندلایه هستند که ریشه در باورها، آیینها و تاریخ فرهنگی این سرزمینها دارند. یکی از این نقشهای پرمعنا، نقش مرغی/قوچکی است که تکرار آن در بسیاری از فرشها، از قفقاز تا ایران و آناتولی، دیده میشود. پژوهشهای تاریخی و نمادشناسی نشان میدهد که این نقش ترکیبی از دو نماد مهم – مرغ و قوچ – است که هر کدام ریشه در اسطورهها، نجوم و باورهای کهن دارند و به احتمال زیاد در آیینهای بارانخواهی کاربرد داشتهاند. در این مقاله، به بررسی دقیقتر ریشهها، معناها و نقش این نگاره در فرهنگهای باستانی و فرش ایران میپردازیم.
تکرار بیوقفهی نگاره مرغی/قوچکی در فرشبافی خاورمیانه
نقش مرغی/قوچکی به صورت زنجیرهای و مکرر، در اضلاع ترنجها و لچکهای فرشهای منطقه خاورمیانه به ویژه در فرش ایرانی و فرش سنتی، قفقاز و آناتولی دیده میشود. این تکرار پیوستهی نگاره، میتواند یادآور یک نوع طلسم یا دعا باشد که در فرهنگهای سنتی برای طلب باران به کار میرفته است. بر اساس دیدگاه سیروس پرهام، این شیوهی تکرار و نحوهی ترکیب مرغ و قوچ به صورت در هم آمیخته، میتواند نشاندهنده پیوندی رمزگونه بین مفاهیم نجومی، اساطیری و فرهنگی در جوامع دهقانی و شبانی ایران باستان باشد.
قوچ و مرغ؛ دو نماد اساطیری با ریشههای کهن
قوچ در فرهنگهای باستانی از هزارهی سوم پیش از میلاد به عنوان یکی از صورتهای فلکی مهم، به ویژه صورت فلکی حمل، شناخته میشده است. در نظام نجومی ایران باستان، قوچ نماد نقطه اعتدال بهاری بوده است که آغاز فصل کشاورزی و چرخه نو شدن طبیعت را نشان میداد. از سوی دیگر، مرغ یا پرنده، مظهر باران، ابر و آب در تمدنهای بینالنهرین، شوش و عیلام بوده است. پرندگانی مانند عقاب به عنوان «مرغ خورشید» و طاووس به عنوان «مرغ ناهید» (ایزد آب) جایگاه ویژهای داشتهاند. این دو نماد که هر کدام بار معنایی خاصی دارند، در این نقش به گونهای ترکیب شدهاند که از یک سو به اصول نجومی و از سوی دیگر به مراسم بارانخواهی اشاره دارند.
نقش تکرار و تسلسل در مناسک بارانخواهی
یکی از جنبههای جادویی و رمزگونه این نقش، تکرار بیوقفهی پرندگان یا قوچها به صورت زنجیرهای است. این تکرار میتواند نماد یک نوع نیایش یا تکرار دعا برای طلب باران باشد، زیرا برخلاف پدیده اعتدال بهاری که وقوع آن حتمی و قطعی است، بارش باران امری غیرقابل پیشبینی و مشروط به دعا و حاجتخواهی است. در آیینهای باستانی، تکرار کلمات، آوازها یا تصاویر از ارکان اصلی جادو و مناسک طلب حاجت محسوب میشده است. این تکرار همچنین ممکن است به صورت نمادین، جریان باران یا ریزش قطرات آب را مجسم کند، همانطور که در نقوش سفالینههای هزاره چهارم شوش دیده میشود، جایی که یال پرندگان به شکل دندانههای شانه و زیر پای آنها نماد جریان آب ترسیم شده است.
ادغام نمادین مرغ و قوچ در یک نگاره واحد
یکی از فرضیههای مطرح درباره این نقش، ادغام و تلخیص دو نماد مرغ و قوچ در قالب یک تصویر واحد است. این تلفیق نه تنها یک ترکیب هنری، بلکه بازتابدهنده یک فرآیند فرهنگی و معنایی عمیق است که از طریق آن دو عنصر ناهمگون به یک کل واحد بدل شدهاند. پژوهشهای خانم فیلیس اکرمن در زمینه نمادهای تمدنهای کهن فلات ایران و بینالنهرین نشان میدهد که پرندگان در سفالینههای پیش از تاریخ ایران به عنوان نمادی از آب و باران و همچنین به عنوان بخشی از مراسم مذهبی و جادویی برای درخواست باران نقاشی میشدند. این نقش در طول تاریخ به شکلهای گوناگون و با تأکید بر عناصر نمادین باران و آب، استمرار یافته است.
اهمیت سفالینههای پیش از تاریخ در روشنسازی معنای نقش
یکی از نمونههای بسیار گویا و مستند این ارتباط، سفالی است که از تپه گیان نهاوند کشف شده است. این سفالینه تصویری از دستهای از پرندگان را به صورت یک ابر یکپارچه نمایش میدهد که از گردن و سر آنها باران فرو میریزد. این نقش تصویری بسیار روشن از رابطه نمادین میان پرندگان، ابر و باران است که ضمن تأیید باورهای بارانخواهی، اهمیت جایگاه این نگارهها را در فرهنگهای باستانی به اثبات میرساند. چنین نمونههایی نشان میدهد که نقش مرغی/قوچکی تنها یک الگوی تزئینی نیست، بلکه حامل مفاهیم عمیق اسطورهای، نجومی و مذهبی است.
نتیجهگیری
نقش مرغی/قوچکی به عنوان یکی از نمادهای برجسته و پیچیدهی فرشبافی و هنرهای سنتی خاورمیانه، نمایانگر پیوند عمیق انسان با طبیعت، اساطیر و باورهای مذهبی است. ترکیب نمادین قوچ و مرغ، که هر یک ریشه در مفاهیم نجومی و آیینهای بارانخواهی دارند، بیانگر تلاش انسان برای فهم جهان پیرامون و حفظ زندگی در یک محیط کشاورزی و دامداری است. این نقش، در قالب تکرارهای زنجیرهای و تلفیق دو جانور ناهمگون، حامل پیامی از نیایش و درخواست باران، عنصر حیاتی زندگی، بوده است. از این رو، مطالعه و درک این نقشها نه تنها به شناخت هنر فرش ایران کمک میکند، بلکه دریچهای به فهم فرهنگی و تاریخی جوامع کهن فراهم میآورد.