چگونگی شکل یافتن نقشه های فرش ایران

نقشههای فرش ایران همواره نمادهایی عمیق از فرهنگ، هنر و اندیشه ایرانی بودهاند که هر یک حامل داستانها و مفاهیم ویژهای هستند. این نقشهها نه تنها از نظر زیباییشناسی اهمیت دارند، بلکه نشاندهندهی باورها و جهانبینی ایرانیان نسبت به طبیعت، باغهای آرمانی و مفهوم فردوس میباشند. در این مقاله، به بررسی چگونگی شکلگیری نقشههای فرش ایران، با تمرکز بر نقش باغها و به ویژه مفهوم فردوس، پرداخته شده است. همچنین دیدگاههای پژوهشگران داخلی و خارجی درباره این نقوش مورد بررسی قرار میگیرد تا ماهیت و رمز و رازهای این آثار هنری بیشتر روشن شود.
در خصوص چگونگی شکل یافتن نقشههای فرش ایران، به ویژه آنچه که در سطور پیش به نقل از هیلمن در بیان نماد باغ آرمانی بر روی زمین و در میان فرش ایرانی گفته شد، مباحثی نیز توسط کورت اردمان در کتاب مشهور وی «هفتصد سال قالی شرق» عنوان شده است.
بررسی دقیق نقشهای بنیادی فرش ایران توسط دکتر علی حصوری
برای اولین بار دکتر علی حصوری به بررسی دقیقتر این قبیل نقوش در قالی ایران پرداخت و از همانجا توانست ماهیت نقشههای لچک و ترنج و شکارگاه را که از طرحهای بنیادی فرش ایران میباشند، آشکار سازد. وی مینویسد:
«دستهای از قالیهای تاریخی ایران به طور مشخص و با وضوح و دستهای دیگر تلویحاً نقشهی باغی را تصور میکنند، نام اصیل ایرانی برای این نقشها گلستان است که به علت رواج آن در قدیم، در ترکیه هم به همین نام (gulistan) معروف است. در دوره صفوی ظاهراً آن را گلزار هم مینامیدهاند. در روی این فرش صفوی کتیبهای وجود دارد که یک مصراع آن چنین است: نقش گلزلر ز رویش خجل است. متأسفانه عمده مترجمان و مؤلفان معاصر، با ترجمه از انگلیسی، فرانسه و آلمانی آن را نقشهی باغی مینامند، که زیبا هم نیست. چنان که خواهیم دید میتوان آن را فردوس، پالیز و امثال آن هم نامید.»
نگاه آرتور آپهام پوپ به نقشه باغها و مفهوم فردوس
از نخستین دانشمندانی که به این نکته توجه جدی کردند، باید از آرتور آپهام پوپ نام برد که در جستجوی زمینهها یا بنیادهای طرح ایرانی، پیش از هر چیز به نقشهی باغها و تصور ایرانی از باغ فردوس (Paradise) که گلستان مینوی است، توجه کرد.
فکر باغ را نمیتوان از مفهوم فردوس جدا کرد، زیرا فردوس باغی عظیمتر، با زیباییهای پایدار و جذابیتهای گوناگون و فراوانتر است. این باغ فردوس یکی از اساسیترین مفاهیم در تمام فرهنگ ایرانی است و همیشه موقعیتی مرکزی در اندیشه و احساسات ایرانیان داشته است.
ویژگیهای باغ فردوس در فرهنگ ایرانی
فردوس، چنان که از معنی ریشه آن برمیآید، باغی محصور با چند حصار پشت سر هم است که یک حصار آن از همه بلندتر و پهنتر (کلفتتر) است (معمولاً هفت حصار) به طوریکه اهریمن نتواند به آن راه پیدا کند. حاشیههای مکرر، مخصوصاً یک حاشیه پهن و مشخص میانی در فرش ایران، همین دیوارهای مکرر فردوس است.
فردوس دارای سرچشمه آبی ازلی-ابدی است به طوری که همیشه آب در آن جریان دارد و هیچگاه قطع نمیشود. در فردوس انواع حیوانات اهلی و وحشی و گیاهان از بهترین انواع وجود دارند و بدون داشتن نیاز، بدون آسیب اهریمن و مرگ، زندگی شاد و جاودانهای را میگذرانند. به همین دلیل جایجای آن دارای آبگیرهایی است و در آن ماهیها و پرندگان آبی زندگی میکنند.
ساختار هندسی و شبکه آبیاری باغ فردوس
حرکت آب در فردوس و اصولاً طرح این باغ دارای نظم هندسی بوده است، به این معنی که شبکههای مستطیل یا مربعی با جویهای آب به وجود میآمد. در عمده آنها چهار جوی و آبگیرهایی وجود داشت که جریان آب شبکهای از چهار گوشها (مربع یا مستطیل) و آبگیرهایی به همین شکل و احتمالاً گرد پدید میآورد.
اگر آبگیرها را مرکز الگو قرار دهیم، باغچههای شش قسمتی پدید میآمد، به طوریکه در چهار طرف هر آبگیر بیست و چهار باغچه مشترک با چهار آبگیر دیگر پدید میآمد. این نشان میدهد که احتمالاً الگوی دوازده قسمتی که از مبانی تقسیمهای ایرانی است، در باغ رعایت میشده است.
تصویرسازی فردوس در نواحی مختلف ایران و جهان
مردم نواحی مذکور تا حدود دریاچه وان امروز در شمال و تا نزدیکیهای دریای مدیترانه در غرب، برای تجسم این گلستان مینوی، نه تنها محیط زندگی خود یعنی آبادیها و شهرها، بلکه باغهایی شبیه فردوس متصور خود ساخته بودند که چشمهای مهم یا شعبهای از رود بزرگی به آن راه داشت و به طور عمده هفت حصار داشت که یکی از همه استوارتر یعنی پهنتر و بلندتر بود و پهنای آن گاه غیرقابل باور مثلاً شصت ارش (گز)، اما دیوارههای پنج تا ده گزی عادی بود.
این حصار نه برای جلوگیری از نفوذ دشمن که هیچ دشمنی حتی دیواری با پهنای ده گز نمیتوانست، بلکه همان برای دور ماندن از گزند اهریمن بود.
نگهداری و حفاظت فردوسهای زمینی
آب چشمه یا رود درون فردوس شبکهای میساخت که توصیف شد. در این فردوس انواع حیوانات، مخصوصاً حیوانات وحشی، ماهی و پرندگان میانداختند. البته ماهی همراه آب و پرندگان هم خود به درون چنین محوطه امن و آسودهای میآمدند، زیرا فردوسهای زمینی هم مقدس بودند و از آنها سخت نگهداری میشد.
انواع درختان و گیاهان، مخصوصاً گلها را در آن میکاشتند و دقیقاً شکل گلستان یا باغی را مییافت که دارای گلکاری و درختکاری منظم و مرتب و سنجیده، با شبکه آبیاری و راههایی برای عبور و گام زدن بود. توصیف فردوسها و آبادیهایی با برخی از این مشخصات در آثار فراوانی آمده است.
بررسی نقش باغها و چگونگی پیدایش نقوش دیگر در فرش ایران
در اینجا با توجه به آنچه از باغهای مینوی و فردوس گفته شد، به بررسی این باغها بر روی فرش ایران و چگونگی به وجود آمدن نقوش دیگر از آن میپردازیم.
در ادامه با معرفی و بررسی چند جستار جدید در نقشهای فرش ایران که توسط پژوهندگان ایرانی انجام یافته، به اختصار با بیان نمادگونه و رمزپردازانه تعدادی از نقشمایهها نیز آشنا میشویم، هر چند در این مختصر امکان ارائه همه این نظرات نیست.
نتیجهگیری
نقشههای فرش ایران، بازتابی زنده از فرهنگ و باورهای ایرانی هستند که از مفاهیم عمیق و چندلایهای چون فردوس و باغهای مینوی الهام گرفتهاند. بررسیهای انجام شده توسط پژوهشگران نشان میدهد که این نقوش، فراتر از زیبایی بصری، حامل پیامهایی نمادین درباره زندگی، جاودانگی و هماهنگی انسان با طبیعت میباشند. شناخت دقیقتر این نقشهها و الگوهای آنها، نه تنها به حفظ و احیای هنر فرش ایران کمک میکند، بلکه دریچهای به فهم بهتر فرهنگ و تاریخ ایرانیان میگشاید. در نهایت، با توجه به تنوع و غنای این نقوش، ادامه پژوهش و شناخت این آثار، اهمیت فراوانی دارد و میتواند راهگشای آینده هنر فرش ایرانی باشد.