رفتن به محتوای اصلی

فرش ساسانی (فرش بهارستان )

در مورد دوران پادشاهي ساسانيان اطلاعات بيشتري از مورخان وتاريخ نگاران باقيمانده است گفته مي شود كه د رتخت طاووس سي قطعه فرش وجود داشته كه هر يك براي سي روز سال وده است و نيز چهار گونه فرش كه هر يك گوياي يك فصل سال بوده است كه در خصوص اين طرح در بخش طبقه بندي نقوش فرش صحبت خواهيم كرد اما مهمترين فرش ساساني كه اطلاعات كاملي از آن توسط مورخان بر جاي مانده فرش بهارستان معروف به بهار خسرو است گفته شده كه اين قالي را خسرو انوشيروان براي سراسري كاخ ساساني د رتيسفون سفارش داده بود بر اساس اطلاعات گزارش شده توسط مورخان پس از حمله اعراب و تسخير مداين اين قالي را به دست اعراب قطعه قطعه شد و بعنوان غنيمت بين سپاهيان تقسيم گرديد ابوعلي مسكويه (۴۲۱-۳۲۰ ه.ق) در كتاب تجارب الامم در مورد اين فرش ضمن شرح وقايع سال ۱۶ هجري قمري چنين مي نويسد :

(( سعد ، چون از كار بهر كردن دستاوردهاي جنگ و جدا كردن پنج يك اش بپرداخت درباره فرش بهارستان و بهاي آن بپرسيد براي ان بهايي نشناختند پس از ياران پرسيد آيا مي پذيريد كه از چهار پنجم آن چشم پوشيم و آن را يكپارچه نزد عمر فرستيم تا با آن هر چه خواهد كند چه در ميان خود بهر نتوانيم اش كرد ياران گفتند : مي پذيريم اگر چنين است هم در راه خدا ببخش چنين شد كه آن را نزد عمر فرستادند شصت گز در شصت گز به گسترده يك گريب بود در نقش آن راهها مي ديدي كه از نگاره هاي گوناگون پديد شده بود و جويباري از گوهرها در بافت آن به كار برده بودند و ديري كه د رميانه به چشم مي خورد بر كناره هاي آن كشتزاري بود سرسبز و پرگياه بر آن نگاره هايي كاشته بودند كه در خور زمستان بود آنگاه كه گلها بروند هر گاه ميگساري مي خواستند بر ان مي نشستند .

و گفتي كه در بوستان به بزم نشسته اند زمينش ، زمينه فرش را مي گويم ، زربفت بود و نقش آن از گوهرها كه بر آن نشانيده بودند . تازيان نام قطف بر آن نهاده بودند فرش را همينكه نزد عمر د رمدينه آوردند عمر مردم را گرد كرده با آنان سخن راند وكار فرش را باز گفت و از ايشان راي خواست تا با آن چه كند رايشان همساز نبود برخي تباه گفتند و آشوب كردند برخي گفتند عمر خود بگيرد و از آن خويش كند برخي به راي عمروا گذاشتند . پس آن فرش را تكه تكه كرد و در ميان ياران بهر كرد ))

فرش بهارستان

محمد جرير طبري ( ۲۲۴-۳۱۰ هجري قمري )‌ماجراي فرش بهارستان را در كتاب خود به زيبايي نقل كرده با توجه به زمان زندگي وي احتمالا نقل او از اين فرش بيشتر حايز اهميت است و احتمالا ديگر مورخان پس از وي كتاب او را ملاك قرار داده اند وي نيز پس از توصيف قالي بهارستان در مورد سرانجام آن چنين مي گويد :

(( پس از تقسيم غنايم توسط عمر وي گفت : درباره اين فرش چه راي مي دهيد؟

جماعت هم سخن شدند و گفتند اين را به راي تو واگذاشته اند راي تو چيست؟

اما علي گفت : اي امير مومنان كار چنان است كه گفتند اما تاملي بايد كه اگر اكنون آن را بپذيري فردا كساني به دستاويز آن به نا حق چيزها بگيرند عمر گفت : راست گفتي و اندرز داري و آن را پاره پاره كرد و به كسان داد ))

در طي دهه هاي گذشته نظرات متفاوتي د رمورد فرش بهارستان موسوم به بهار خسرو بيان شده كه برخي بيانگر تريد در مورد فرش بودن آن مي باشند برخي با توجه به اندازه اين فرش كه وزني بيش از دو تن را باي آن بوجود مي آورد . معتقدند اين فرش از نوع پرزدار نبوده و احتمالا نوعي گليم بوده است زيرا حمل و جابجايي آن غير ممكن مي گرديد عده اي نيز بر اين باورند كه اين همه تزئينات طلا و گوهرهاي گرانقيمت راه رفتن بر روي آن را غير ممكن مي سازد حتي عده اي پا را فراتر نهاده و معتقدند اين چنين فرشي با اين ابعاد بر روي چه نوع دار قالي بافته شده ؟ آيا يك دار قالي با چين ابعادي در آن زمان وجود داشته است ؟ وسئوالاتي از اين قسم كه هر يك اصراري است بر انكار اين فرش بعنوان فرش پرزدار مطابق فرشهاي امروزي در جواب اين افراد بايد گفت كه اصولا تكنيك باف فرش گره دار از قديمي ترين زمان كه ما  از آن بي اطلاع هستيم و حداقل بر اساس يك سند تاريخي يعني قالي پازيريك كه عمر آن به بيش از  ۲۵۰۰  سال قبل باز مي گردد هيچ گونه تغييري پيدا نكرده ست در واقع حداقل ۲۵۰۰ سال از اخرين مراحل پيشرفت فنون و ابزار بافت مي گذرد نوع گره ابزار و دار قاليبافي در فرش بافي امروز بي ترديد همان هايي است كه قالي پازيريك وساير قاليهاي قل و بعد از آن با آنها بافته شده اند هيچ تفاوتي بين قالي پازيريك و قاليهاي امروز نمي توان يافت و به همين ترتيب روشهاي بافت همان فرشهاي يكصد متري پانصد و هزار متري كه در دوره ي معاصر شاهد بافت آنها هستمي با گذشسته هاي دور تغييري نيافته و فقط ذهن خلاق بشر امروز تسهيلاتي را در ظاهر و نوع كارايي دارها و ابزار بافت قاليبافي بوجود آورده مگر دار و ابزار قاليهاي هزار متري امروز با ساير قاليهاي كوچك چه تفاوتي دارد و ابزار و دارهاي قاليهاي كوچك با ساير قاليهاي كوچك قرنهاي گذشته كه نمونه هاي فراواني از آنها بدست ما رسيده چه فرقي داشته ودارد ؟ همان ذهن انديشمندي كه امروز با تركيبي ساده از ابزاري همچون آهن و  چوب يك دار قالي بزرگ را طراحي مي نمايد در ۱۴۰۰ سال قبل نيز بصورت انديشمند و برتر از ساير ملل قدرت طراحي و ساخت يك دار قالي و ابزار جابه جايي آن را داشته است همان تفكر انديشمندي كه سنگهاي چجند تني تخت جمشيد را از دل كوهها كنده و پس از تراشيدن آن به نحوه دلخواه بر روي  هم قررار داده و ارتفاعي بلند را براي ديوارهاي كاخ داريوش بنا نموده است از سوي ديگر وجود نيروي كار فراوان كمك موثري در اجراي طرحهاي ابتكاري ايرانيان در تمامي رشته ها عم از معماري حجاري آهنگري و ساير صنايع دستي همچون فرش بافي بوده ست از طرفي كاربرد ان همه سنگ و گوهرهاي قيمتي در فرش گره دار سئوله عجيبي نبوده است

برای این نوشته 0 نظر ثبت شده است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مشاوره رایگان در واتساپ